راه می باید رفت از تار های عشق چیزی باید بافت
با مهر و وفا در دلها خانه ای باید ساخت
بر اسب سادگی محبت سوار شد و به سوی زندگی تاخت
نباید زندگی را بخاطر عشق و عشق را بخاطر زندگی باخت
و در نهایت باید با این دنیای بی مروت ساخت تا به سرای ابدی شتافت...
تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند...
سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است...
کاش قانونهايمان يک دم رعايت مي شدند ...
اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب ...،
کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند...
گاهي از غم مي شود ويران دلم ...،
کاشکي دلها همه مردانه قسمت ميشدند...
بعد از یه مدت دوباره نمی دونم چرا اومدم وبلاگ بنویسم. ولی فک کنم به خاطر ....(...)
دوستون دارم
زندگی یعنی ,تکاپو . زندگی یعنی ,هیاهو .
زندگی یعنی ,شب نو, روز نو, اندیشه نو .
زندگی یعنی ,غم نو, حسرت نو , پیشه نو .
زندگی بایست سر شار از تکان و تازگی باشد .
زندگی بایست در پیچ و خم راهش زالوان حوادث رنگ بپذیرد .
زندگی باید یک دم , یک نفس حتی ز جنبش وانماند , گر چه جنبش برای مقصدی بیهوده باشد .
زندگی همچو آب است.
با تو بودن را دوست دارم ، تو ميداني
بي تو ماندن را مرگ ميدانم باز هم ، تو ميداني
برايت قصه ميگويم ،
برايت شعر ميخوانم و اين بهانه اي عاشقانه است ،
تو ميداني در نگاه سردي ،
در طنين صداي لرزاني موج تمنائي نهفته است ،
تو ميداني روزها از پي هم ميگذرند ،
ناله اي ميشنوم صداي ِخواهش ِ،
عاشق قلبيست،
تو ميداني
و گهگُداري اين انديشهء سنگين ، از ذهن من ميگذرد آن چيست که تو آن را نميداني؟
تو ميداني آري آري ،تو ميداني ،
که ميپرستم من تو را بي تو زنده نمي مانم
شب سردي ست، و من افسرده.
راه دوري است، و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
نيست رنگي.... كه بگويد با من
اندكي صبر، سحر نزديك است.
هر دم اين بانگ برآرم از دل:
واي، اين شب چقدر تاريك است!
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من، ليك، غمي غمناك است
